تبليغاتX
دوردست
 
دوردست
 
 
 
 

... دیگر نه از تو

 نه از تو

 و نه از تو نمی نویسم !

دیگر تمام دلتنگیهایم را نه با تو ،  نه با چشمان ِ تو و نه با آرزوی تو  تقسیم نخواهم کرد...

تمام بچگی هایم  را همینجا ،

یکجا ،

 در این بغچه سبز رنگ بی بی میگذارم و

 تا ابد پرتاب میکنم

دیگر  از تو  نمی نویسم

 

 |+| نوشته شده در  87/04/31ساعت   توسط دختر  | 

 

پاهایم را زمین کشید

                مرا حال ماندن نبود،

حس دفن شدن نیز،،

...گلویم در آغاز فریاد خشکید و مُرد...

 |+| نوشته شده در  87/04/24ساعت   توسط دختر  | 
 

دستی بر آسمان و چشمی بر زمین

حکایت عشقبازیِ درخت و خورشید!

 |+| نوشته شده در  87/03/13ساعت   توسط دختر  | 
 

قفس باز  و حس پرواز در اوج

لیک

 بیچاره پرنده  بالهایش شکسته!

 

 |+| نوشته شده در  87/02/24ساعت   توسط دختر  | 

 

ما کافور خوردگان ِ دانشگاهی

بی شهوتیمان را

 با لقمه هایی درشت تر

اعتراض خواهیم کرد!!!

 |+| نوشته شده در  87/02/08ساعت   توسط دختر  | 

 

گمان میکردم عشق واژه ایست

 که تنها دست ستارگان لمس میکند

ولی همین نزدیکی

 دستهایی دیدم که معنی عشق را تا عمق وجودم روانه کرد..

 |+| نوشته شده در  87/01/31ساعت   توسط دختر  | 

 

تو میروی و چشمهای من

 خیره بر راه میماند

در انتظار نگاهی  که تازه یافته است...

 |+| نوشته شده در  87/01/25ساعت   توسط دختر  | 
 

از حس اوج و پرواز

   هیچ نمی داند

   مرغ خانگی!

 |+| نوشته شده در  87/01/19ساعت   توسط دختر  | 

تنهاییم را بردی

به دوردستها

به آنجا که من شروع میشوم

به مبدا ، ابتدا!

تا..... ابد ....

 |+| نوشته شده در  87/01/17ساعت   توسط دختر  | 
 

سلطنت آفتاب را از بر کرده ایم

           زیبایی ماه را عاریه میبینیم!

 |+| نوشته شده در  86/12/11ساعت   توسط دختر  | 
هی!!

 قله نشین بالاترین قله!

لحظه ای

بر دره نشین عمیقترین دره

 بنگر

بالهایت را سخت نیازمندم..

 

 |+| نوشته شده در  86/12/05ساعت   توسط دختر  | 

 

گرچه امروز

زمین در بند  ِ برف و آسمان در اسارت ِ باد است

لیک

پرنده جز سرود بهار آوازی نمی خواند

 

 

 |+| نوشته شده در  86/11/27ساعت   توسط دختر  | 
 

شب ُ سکوت  ُ آرامش

من  ُ تسبیح ِ آبی ِ زیر بالش

 |+| نوشته شده در  86/11/17ساعت   توسط دختر  | 
 

گم میشوم

 ـ از یادِ خویش ـ

در میانِ انسانهایی

که لباسهایشان

 هم رنگ من نیست!

 

 |+| نوشته شده در  86/11/07ساعت   توسط دختر  | 

 

سایه من

زخم خورده است

بیوفایی آفتاب را

بهانه میکند!!

 

 |+| نوشته شده در  86/11/06ساعت   توسط دختر  | 
 
  بالا